الفيض الكاشاني
289
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
« گاهى انسان را در نزد خداوند درجهاى است كه با عمل بدان نمىرسد مگر آن كه در تنش به بلايى گرفتار شود تا به سبب آن بدان درجه برسد . » « 18 » خبّاب بن ارّت گفته است : به خدمت پيامبر خدا ( ص ) رسيديم در حالى كه آن حضرت در سايهء خانهء كعبه سر بر رداى خويش گذاشته بود . ما گله كرديم و گفتيم : اى پيامبر خدا ، آيا براى ما دعا نمىكنى و براى ما از خدا نصرت نمىطلبى ، آن حضرت در حالى كه رنگ رويش سرخ شده بود بنشست و فرمود : « از كسانى كه پيش از شما بودند مردى را آوردند و براى او در زمين گودالى كندند و ارّهاى آوردند و بر سر او نهادند پس از آن او را دو پاره كردند ، و اين اعمال او را از دينش باز نگردانيد . » « 19 » از على ( ع ) روايت شده كه فرموده است : « هر مردى را كه حاكم به ستم زندانى كند پس او بميرد شهيد باشد ، و اگر او را بزند كه بر اثر آن بميرد شهيد خواهد بود » ؛ و نيز فرموده است : « از بزرگداشت خدا و شناخت حقّ او آن است كه از درد خود شكايت نكنى و از مصيبت خود سخنى نگويى . » ابو الدّرداء گفته است : براى مرگ زاده مىشويد ، براى ويرانى آبادانى مىكنيد ، بر آنچه فانى مىشود حرص مىورزيد و آنچه را باقى مىماند رها مىكنيد . آگاه باشيد من اين مكروهات سهگانه را كه تنگدستى و بيمارى و مرگ است بىنهايت دوست مىدارم . از پيامبر خدا ( ص ) روايت است « 20 » كه : هر گاه خداوند خيرى براى بندهاى بخواهد و بر آن است كه دوستى را با وى خالص كند بلا را بر او ريزان مىگرداند ، هر گاه دعا كند فرشتگان مىگويند : آوازى آشناست ، و چون بار دوم خدا را بخواند و بگويد : اى پروردگار من ! خداوند مىفرمايد : بلى اى بندهام ، هر چه از من بخواهى به تو عطا مىكنم يا چيزى را كه از آن بهتر است از تو بر طرف مىكنم ؛ و چيزى را برايت اندوخته مىكنم كه از آن برتر است . چون روز رستاخيز فرا رسد اهل اعمال را مىآورند و پاداش اعمال آنها را كه همگى اهل نماز و روزه و حجّ و صدقهاند با ميزان به طور كامل مىدهند . سپس اهل بلا را مىآورند و براى آنها ميزانى نصب نمىشود و ديوانى گشوده نمىگردد ،
--> ( 18 ) سنن ابو داوود ، 2 / 162 با اختلاف كمى در الفاظ . ( 19 ) مسند احمد ، صحيح بخارى ، سنن ابن داوود ، سنن نسايى و پيش از اين ذكر شده است . ( 20 ) عراقى گفته است : اين حديث را اصفهانى در الترغيب و الترهيب از بكر بن خنيس از ضرار بن عمر و از يزيد رقاشى از انس روايت كرده است و بكر و ضرار و يزيد همگى ضعيفاند .